پرش به محتوای اصلی
 دروس خارج فقه معاصر
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية
منوی اصلی
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية

جستجو در گنجینه

جستجو در:

برای فیلتر بر اساس سال، باب فقهی یا مذهب، «جستجوی پیشرفته» را باز کنید.

خانه / دروس / فقه خانواده / جلسه ۷

جلسه ۷

فقه الاسره/احکام الصبیان /حقوق اولاد بر عهده والد

۱۴۰۴/۰۹/۰۷ فقه خانواده
عنوان درس
فقه خانواده
فایل صوتی
Your browser does not support the audio tag. دانلود فایل صوتی

توضیحات جلسه

موضوع: فقه الاسره/حکام الصبیان /بررسی حقوق واجبه اولاد بر والد

 

کلام در مدارک و ادله اثبات حقوق اولاد بر عهده والدین است.

هشتمین دلیل :

یکی دیگر از ادله ای که دلالت بر حقوق اولاد دارد آیه ۱۱ سوره مبارکه نساء است.

﴿يُوصيكُمُ اللَّهُ في‌ أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ﴾ (خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‌كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد)

در این آیه شریفه به نحو خاص به حق الارث اولاد دلالت دارد.

مضاف بر اینکه از تعبیر «یوصیکم الله فی اولادکم» به تنهایی هم می توان به اصل حقوق واجب اولاد استناد کرد.

در واقع وجه استناد و استدلال ما مربوط به فضایی است که متاسفانه در بعضی از فرهنگ ها والدین در ارث فرزند به نحو غیر شرعی عمل میکنند که مثلا به دخترانی که جهیزیه گرفته اند، ارث پرداخت نمی شود و این نحوه تضییع حق است که خلاف دستور قرآن کریم است.

علی ای حال در این آیه شریفه دو بخش از آیه یعنی صدر و ذیل دال بر حقوق واجبه دارد.

نهمین دلیل :

هکذا آیه ۱۵۱ از سوره مبارکه انعام که دلالت بر حق حیات اولاد دارد.

﴿لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم‌﴾ (فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مى‌دهيم‌)

این آیه شریفه ناظر به دوران قبل از تولد اولاد است و به روشنی دلالت بر حق حیات فرزند دارد فلذا نه پدر و نه مادر مجاز به سقط جنین نمی باشند. اما پس از تولد مثل رسم عصر جاهلیت در زنده به گور کردن دختران به طریق اولی جایز نخواهد بود و کسی حق تضییع این حق را ندارد.

در مباحث تحدید نسل، احکام مربوط به سقط جنین بیان شد.

دهیمن دلیل :

آیه ۲۳۳ از سوره مبارکه بقره که دلالت بر حق نفقه اولاد دارد.

﴿وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوف‌&#۸۲۳۰;﴾

(مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شير مى‌دهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدت شير دادن بپردازد؛ حتى اگر طلاق گرفته باشد.))

در این آیه شریفه حق نفقه اولاد بر عهده پدر بیان شده است.

به عبارت اوضح، بر طبق لسان قرآن کریم، مدت شیردهی اولاد برای کسانیکه قصد شیردهی کامل را دارند، دو سال قمری معرفی شده است و در ادامه آیه بر عهده «مولود له» که پدر باشد نفقه مادران شیرده را معین می فرماید که وقتی این مادران شیرده رزق و کسوتشان به عهده والد فرزند است ، رزق و کسوت اولاد هم بر عهده والد است.

هرچند که به دلالت این آیه کریمه شیر دادن فرزند توسط مادر انجام می شود لکن بر اساس دلالت فقره وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ ثابت می شود که اصل نفقه فرزند بر عهده والد می باشد و این ثبوت وجوب از تعبیر جمله خبری «والدات یرضعن» استفاده می شود که در مقام انشاء است.

تا بدینجا بحمدالله به چند مورد از حقوق اولاد که جنبه وجوب و الزام داشت اشاره کردیم و بیان شد و ادله و مدارک روایی آن بیان شد و هکذا ادله قرآنی نیز بیان شد که حق ارث و حق حیات و حق نفقه روشن و واضح شد که البته این ادله عشره به سه قسم تقسیم می شوند.

قسم اول : برخی از این ادله و مستندات سخن از حقوق واجبه ای دارد که صرفا به عهده والد است و تنها پدر در قبال آن ها تکلیف دارد. مثل حق تربیت و تعلیم و &#۸۲۳۰;

قسم دوم : برخی از این حقوق واجبه صرفا به عهده والده است و در آن جا والد نقشی ندارد. مثل شیر آغوز (اولین شیر در پستان مادر بعد از تولد فرزند که مهم است و عمده بنیه ولد به این شیر است.) که صرفا در عهده والده است و حق دریافت اجرت در قبال این شیر اولیه را ندارد اما در قبال شیر های بعدی که به ولد می دهد حق دریافت اجرت دارد.

قسم سوم : حقوق مشترک بین والدین است. مثل : حق حیات که وظیفه هر دو است. حق ارث هم هکذا مشترک است. همچنین حق حضانت که به معنای حق نگه داری است. تربیت با حضانت متفاوت است. حق حضانت در زندگی مشترک ، بین والدین نیز مشترک است. اما اگر طلاق محقق شده باشد (لا سمح الله) حق حضانت پسر تا دو سالگی با مادر و بعد با پدر است. اما دختر تا هفت سالگی با مادر و بعد از آن با پدر است که نظر مشهور همین است. الا نظریه سید خویی رحمه الله که در پسر و دختر تا هفت سالگی می دانند.[۱]


[۱] منهاج الصالحين، الخوئي، السيد أبوالقاسم، ج۲، ص۲۸۵.

کلیه حقوق متعلق به پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر است «ذکر مطالب این پایگاه، با درج منبع، مجاز است»

© ۲۰۲۶ - دروس خارج فقه معاصر