پرش به محتوای اصلی
 دروس خارج فقه معاصر
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية
منوی اصلی
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية

جستجو در گنجینه

جستجو در:

برای فیلتر بر اساس سال، باب فقهی یا مذهب، «جستجوی پیشرفته» را باز کنید.

خانه / دروس / زکات پول / جلسه ۱۵

جلسه ۱۵

مستحقین زکات (روایات باب هشتم تا دوازدهم از ابواب مستحقین زکات)

۱۴۰۴/۰۹/۳۰ زکات پول
عنوان درس
زکات پول
فایل صوتی
Your browser does not support the audio tag. دانلود فایل صوتی

توضیحات جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در این بود که سهم فقرا و مساکین به چه کسانی پرداخت می‌شود؛ مقداری از روایات باب هشتم را در جلسۀ قبل بررسی کردیم. در این جلسه ادامۀ این روایات را بررسی می‌کنیم.

روایت هشتم: صحیحۀ زراره

«وَ فِي مَعَانِي الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِيٍّ قُلْنَا مَا مَعْنَى هَذَا قَالَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهَا وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَكُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا».[۱]

در این صحیحه یک ضابطۀ کلی مطرح شده است؛ به نظر می‌آید سؤال سائل عام است و به همۀ موارد برمی‌گردد؛ پس حضرت می‌فرمایند غنیّ و کسی که سالم است و کسی که حرفه‌ای دارد و کسی که قوی است، درحالی‌که می‌توانند خودشان را اداره کنند، جایز نیست زکات دریافت کنند.

روایت نهم

این روایت هم از مرسلات مرحوم صدوق است و محل بحث است که مرسلات صدوق معتبرند یا خیر.

«قَالَ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَمْ يَقُلْ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۲]

این حدیث قبلاً در حدیث پنجم آمده بود. گفته شده در بعضی روایات از وجود مقدس نبی اکرم نقل شده که حضرت «ذِی مِرَّهٍ سَوِیٍّ» را هم ذکر فرموده‌اند؛ مثل صحیحۀ زراره در معانی الاخبار که خواندیم. دو احتمال در این مورد بیان شده است؛ احتمال اول این است که نقل‌های متعددی از رسول الله هست و این روایت می‌خواهد بگوید این عبارت در بعضی از نقل‌ها نیست. احتمال دوم این است که شاید می‌خواهند بگویند معیار غنا است و اینها معیار مستقلی در عرض غنا نیستند.

نظر مرحوم شیخ حر ذیل روایت نهم

«أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَى أَنَّهُ لَمْ يَقُلْ ذَلِكَ مُطْلَقاً بَلْ مُقَيَّداً بِكَوْنِهِ يَقْدِرُ أَنْ يَكُفَّ نَفْسَهُ عَنْهَا وَ يَحْتَمِلُ أَنْ يَكُونَ قَالَ هَذَا الْكَلَامَ مَرَّتَيْنِ مَرَّةً خَالِياً مِنْ‏ هَذِهِ الزِّيَادَةِ وَ مَرَّةً مُشْتَمِلًا عَلَيْهَا وَ يَحْتَمِلُ حَمْلُ الزِّيَادَةِ عَلَى التَّقِيَّةِ فِي الرِّوَايَةِ وَ إِنْ كَانَ مَضْمُونُهَا حَقّاً لِمَا مَرَّ[۳]».

مرحوم شیخ حر می‌فرمایند حضرت «ذو مرّه» را مطلق نگفته‌اند و آن را مقید به قید «توانایی کفّ نفس» کرده‌اند؛ به تعبیر دیگر «ذو مرّه» یک معیار مستقل در عرض غنا نیست؛ معیار اصلی غنا است. کسی که «ذو مره» است، کسی که قوی است، اگر می‌تواند کف نفس بکند و خودداری بکند و با کار کردن خودش را اداره کند، حق ندارد صدقه اخذ کند؛ به نظر می‌آید این خلاف ظاهر روایات است؛ چون حضرت این را مقید بیان کرده‌اند؛ مثلاً در روایت هشتم آنچه که نبی اکرم می‌فرمایند مطلق است؛ پس وقتی شیخ حر می‌فرمایند که نبی اکرم مطلق نفرموده‌اند، مقصودشان این است که مراد حضرت این نبوده است، بلکه مراد حضرت مقید بوده است.

احتمال دیگر این است که وجود مقدس نبی اکرم این بیان را دو بار داشته‌اند، یک بار مشتمل بر این قید و یک بار خالی از این قید؛ لذا وقتی حضرت می‌فرمایند که نبی اکرم این را نفرموده‌اند یعنی در یکی از بیان هایشان این را نفرموده‌اند؛ به نظر ما این خلاف ظاهر است؛ چون ظاهر «لَمْ يَقُلْ» این است که مطلقاً این مطلب در بیان حضرت نبوده است؛ به نظر ما این احتمال دقیقی نیست و احتمال اول نسبت به دومی بهتر است. احتمال سوم این است که آن روایتی که این قید را دارد، با اینکه مضمونش حق است اما حمل بر تقیه شود. ما این حمل بر تقیه را نفهمیدیم؛ چون تقیه در بیان نبی اکرم که اصلاً معنا ندارد؛ شاید مقصود این باشد که در صحیحۀ زراره حضرت تقیه می‌کنند و سه مورد آخر را تقیه‌ای بیان می‌کنند؛ یعنی نبی اکرم فرموده‌اند «لَا تَحِلُّ الصَّدَقَهُ لِغَنِیٍّ» اما امام باقر علیه السلام تقیه می‌کنند و موارد بعدی را به بیان نبی اکرم اضافه می‌کنند «وَ لَا لِذِی مِرَّهٍ سَوِیٍّ وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِیٍّ»؛ به نظر می‌آید این تقیه هم توجیهی ندارد.

روایت دهم

مرحوم مفید این روایت را در مقنعه به صورت مرسله نقل کرده‌اند.

«مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُفِيدُ فِي الْمُقْنِعَةِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ تَحْرُمُ الزَّكَاةُ عَلَى مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ السَّنَةِ (وَ تَجِبُ الْفِطْرَةُ عَلَى مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ السَّنَةِ)[۴] وَ هِيَ سُنَّةٌ مُؤَكَّدَةٌ عَلَى مَنْ قَبِلَ الزَّكَاةَ لِفَقْرِهِ وَ فَضِيلَةٌ لِمَنْ قَبِلَ الْفِطْرَةَ لِمَسْكَنَتِهِ دُونَ السُّنَّةِ الْمُؤَكَّدَةِ وَ الْفَرِيضَةِ».[۵]

زکات بر کسی که قوت سنه دارد، حرام است و زکات فطره بر کسی که قوت سنه دارد، واجب است. صدقه نمی‌تواند بگیرد، زکات نمی‌تواند بگیرد، زکات فطره هم باید بدهد؛ همچنین بر کسی که فقیر است و به خاطر فقرش زکات می‌گیرد، مستحب مؤکّد است که زکات فطره‌اش را پرداخت کند؛ و کسی که به خاطر مسکنتش زکات فطره دریافت می‌کند، مستحب است که زکات فطره‌اش را پرداخت کند؛ البته مستحب مؤکد نیست و به حدی هم نیست که واجب باشد.

این روایت لسان خوبی دارد اما به لحاظ سند مرسله است؛ عبارت «تَحْرُمُ الزَّكَاةُ عَلَى مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ السَّنَةِ» دلالت دارد که اگر کسی کمتر از قوت سنه‌اش را داشته باشد، می‌تواند زکات بگیرد؛ ممکن است گفته شود این وصف است و وصف مفهوم ندارد؛ پاسخ این است که این روایت در مقام تحدید است، لذا این وصف مفهوم پیدا می‌کند.

روایت یازدهم

«عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ‏ لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۶]

این روایت به لحاظ سند دچار ضعف است؛ چون ابوالبختری اولاً عامی است و ثانیاً در مورد او گفته شده «ضعیفٌ کذّابٌ». در این روایت هم «غنی» در کنار «ذی مرّة» آمده است.

در پایان این باب مرحوم شیخ حر توضیحی بیان می‌کنند که ما ضمن بیان روایات این باب این توضیح را بیان کرده ایم؛ ایشان می‌فرمایند: «أَقُولُ: وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‏[۷] ثُمَّ إِنَّهُ يَحْتَمِلُ أَنْ يَكُونَ اعْتِبَارُ نِصْفِ الْقُوتِ مَعَ الْقُوتِ فِي حَدِيثِ أَبِي بَصِيرٍ لِيُصْرَفَ فِي بَقِيَّةِ الْمَئُونَةِ مِنْ كِسْوَةٍ وَ نَحْوِهَا إِذْ لَيْسَ بِدَاخِلٍ فِي الْقُوتِ أَوْ لِيُصْرَفَ فِي قُوتِ صَاحِبِ الْمَالِ إِذْ لَيْسَ بِدَاخِلٍ فِي عِيَالِهِ وَ يَحْتَمِلُ أَنْ يَكُونَ إِشَارَةً إِلَى جَوَازِ اعْتِبَارِ التَّوْسِعَةِ فِي الْجُمْلَةِ وَ عَدَمِ لُزُومِ الْمُضَايَقَةِ بِالاقْتِصَارِ عَلَى أَقَلِّ الْكِفَايَةِ وَ ذَلِكَ يُفْهَمُ مِمَّا مَضَى‏[۸] وَ يَأْتِي‏[۹]».

باب نهم

در ادامه روایات باب نهم را تقدیم می‌کنیم؛ در باب هشتم در مورد معنای فقیر، ضابط کلی معین شد؛ کسی که مئونۀ سنه را ندارد می‌تواند زکات بگیرد. در روایات باب نهم در مورد مئونۀ سنه بیشتر توضیح داده می‌شود؛ چون ممکن است کسی متناسب با شأنش خادم و مرکب و خانه داشته باشد اما ذیل عنوان فقیر قرار بگیرد و مستحق زکات باشد. عنوان باب اینچنین است: «بَابُ جَوَازِ أَخْذِ الْفَقِيرِ لِلزَّكَاةِ وَ إِنْ كَانَ لَهُ خَادِمٌ وَ دَابَّةٌ وَ دَارٌ مِمَّا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ لَا مَا يَزِيدُ عَنِ احْتِيَاجِهِ بِقَدْرِ كِفَايَةِ سَنَتِه‏»[۱۰]

روایت اول: موثقه سماعه

زرعة‌بن‌محمد ثقۀ واقفی است، لذا این روایت موثقه است. مرحوم شیخ هم با دو سند این روایت را نقل کرده‌اند که در هر دو زرعة وجود دارد، لذا این روایت موثقه است. مرحوم شیخ مفید هم در مقنعه این روایت را مرسلاً نقل کرده‌اند.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تَصْلُحُ لِصَاحِبِ الدَّارِ وَ الْخَادِمِ فَقَالَ نَعَمْ إِلَّا أَنْ تَكُونَ دَارُهُ دَارَ غَلَّةٍ[۱۱] فَخَرَجَ‏ لَهُ مِنْ غَلَّتِهَا دَرَاهِمُ مَا يَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ فَإِنْ لَمْ تَكُنِ الْغَلَّةُ تَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ حَاجَتِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ فَقَدْ حَلَّتْ لَهُ الزَّكَاةُ فَإِنْ كَانَتْ غَلَّتُهَا تَكْفِيهِمْ فَلَا».[۱۲]

از حضرت پرسید کسی که خانه و خادم دارد، می‌تواند زکات بگیرد؟ حضرت فرمودند بله، به شرطی که خانه‌اش برای استفادۀ خودش باشد نه اینکه خانه را اجاره دهد و از آن منفعت و درآمد کسب کند؛ کسی که خانه را اجاره می‌دهد با کسی که خودش در خانه زندگی می‌کند، فرق می‌کند؛ اگر خانه را اجاره دهد و درآمد این خانه به‌اندازۀ نیاز خودش و عیالش در طول سال باشد، نمی‌تواند زکات بگیرد؛ البته قید مئونۀ سنه در این روایت ذکر نشده است، اما چون خانه را سالانه اجاره می‌دادند استظهار شده که مقصود امام علیه السلام این است که اگر نیاز سالانۀ این شخص و خانواده‌اش از طریق درآمد این خانه تأمین شود، نمی‌تواند زکات بگیرد. بعد می‌فرمایند: اگر کسی علاوه بر خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند خانۀ دیگری داشته باشد که اجاره می‌دهد و درآمد کسب می‌کند، اگر بدون اینکه اسراف کند نیازهایش از طریق اجاره دادن این خانه تأمین نشود، می‌تواند زکات دریافت کند؛ مرحوم سید از این روایت استظهار کرده‌اند که اگر مغازه یا بوستانی داشته باشد که آن را اجاره بدهد و از طریق آن امرار معاش کند، اگر نیاز سالش تأمین نشود می‌تواند زکات دریافت کند؛ همچنین توجه داشته باشید که حضرت نمی‌فرمایند که خانه را بفروشد و خرج نیازهای روزانه‌اش کند، حضرت می‌فرماند اگر نیاز سالش تأمین نمی‌شود می‌تواند زکات دریافت کند.

روایت دوم: معتبرۀ عمر بن اذینه

در سند این روایت عمر بن اذینه «عن غیر واحد» نقل می‌کند، غیر واحد دلالت بر جمعیت کثیر می‌کند، و چون عمر بن اذینه عن غیر واحد نقل می‌کند، احتمال اینکه یک نفر معتبر در میان این جمع باشد زیاد است، لذا این روایت معتبره است. مرحوم صدوق این روایت را مرسلاً نقل کرده است اما روایت قبل را از سماعه نقل کرده و طریق مرحوم صدوق به سماعه طریق صحیحی است، لذا سند روایت قبل تصحیح می‌شود.

«وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ‏ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُمَا سُئِلَا عَنِ الرَّجُلِ لَهُ دَارٌ وَ خَادِمٌ أَوْ عَبْدٌ أَ يَقْبَلُ الزَّكَاةَ قَالا نَعَمْ إِنَّ الدَّارَ وَ الْخَادِمَ لَيْسَا بِمَالٍ».[۱۳]

از امام باقر و امام صادق علیه السلام در مورد کسی که خانه و خادم یا عبد دارد، پرسیده شد که آیا می‌تواند زکات دریافت کند؟ فرمودند بله، چون اینها سرمایه نیستند که مانع اخذ زکات شوند.

روایت سوم

در سند این روایت اسماعیل بن عبدالعزیز و پدرش مجهول هستند، لذا این روایت به لحاظ سند ضعیف است.

«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع- فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ إِنَّ لَنَا صَدِيقاً إِلَى أَنْ قَالَ وَ لَهُ دَارٌ تَسْوَى أَرْبَعَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ لَهُ جَارِيَةٌ وَ لَهُ غُلَامٌ يَسْتَقِي عَلَى الْجَمَلِ كُلَّ يَوْمٍ مَا بَيْنَ الدِّرْهَمَيْنِ إِلَى الْأَرْبَعَةِ سِوَى عَلَفِ الْجَمَلِ وَ لَهُ عِيَالٌ أَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ لَهُ هَذِهِ الْعُرُوضُ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَتَأْمُرُنِي أَنْ آمُرَهُ بِبَيْعِ دَارِهِ وَ هِيَ عِزُّهُ وَ مَسْقَطُ رَأْسِهِ (أَوْ بِبَيْعِ خَادِمِهِ الَّذِي يَقِيهِ)[۱۴] الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ وَ يَصُونُ وَجْهَهُ وَ وَجْهَ عِيَالِهِ أَوْ آمُرَهُ أَنْ يَبِيعَ غُلَامَهُ وَ جَمَلَهُ وَ هُوَ مَعِيشَتُهُ وَ قُوتُهُ بَلْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ فَهِيَ لَهُ حَلَالٌ وَ لَا يَبِيعُ دَارَهُ وَ لَا غُلَامَهُ وَ لَا جَمَلَهُ».[۱۵]

ابوبصیر از امام صادق علیه السلام در مورد دوستش می‌پرسد. ابتدا امکانات مالی او را می‌شمارد؛ می‌گوید او کسی است که خانه‌ای دارد که ۴۰۰۰ درهم ارزش دارد، غلامی دارد که روزانه بین ۲ تا ۴ درهم درآمد دارد، شتری دارد که با آن سقایت می‌کند اما بیش از هزینۀ علوفۀ این شتر درآمد کسب می‌کند؛ البته این شخص عائله‌مند است؛ از این جمله فهمیده می‌شود که این امکانات و درآمد برای این تأمین نیازهای این عائله کافی نیست؛ آیا می‌تواند زکات دریافت کند؟ حضرت می‌فرمایند بله. دوباره از روی تعجب پرسید با این امکاناتی که دارد آیا می‌تواند زکات دریافت کند؟ حضرت فرمودند انتظار داری بگویم که این امکاناتی که دارد بفروشد؟ بگویم خانه‌ای که عزّت این مؤمن است بفروشد؟ بگویم خادمش را بفروشد، خادمی که در شأن او و خانوادۀ اوست و اموراتشان را انجام می‌دهد؟ بگویم غلامش را که با شتر آب کشی می‌کند و درآمد دارد بفروشد؟ نه، فروش هیچکدام لازم نیست؛ بلکه باید از زکات دریافت کند. خلاصه از این روایت استظهار می‌شود که این شخص با اینکه امکانات زیادی داشته است اما عائله‌ای داشته که این امکانات برای تأمین نیازهای این عائله کافی نبوده است.

روایت چهارم: صحیحۀ سعید بن یسار

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِصَاحِبِ الدَّارِ وَ الْخَادِمِ لِأَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع لَمْ يَكُنْ يَرَى الدَّارَ وَ الْخَادِمَ شَيْئاً».[۱۶]

روایت پنجم: صحیحۀ علی بن جعفر

«عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِي كِتَابِهِ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ أَ يُعْطَاهَا مَنْ لَهُ الدَّابَّةُ قَالَ نَعَمْ وَ مَنْ لَهُ الدَّارُ وَ الْعَبْدُ فَإِنَّ الدَّارَ لَيْسَ نَعُدُّهَا مَالًا».[۱۷]

حضرت در مورد کسی که خانه و مرکب و عبد دارد می‌فرمایند ما این را ثروتی که مانع اخذ صدقه باشد به حساب نمی‌آوریم. به تعبیر دیگر در مقام اخذ صدقه، خانۀ مورد نیاز، بود و نبودش یکی است. به نظر می‌آید ثروتی که مانع اخذ زکات می‌شود، سرمایه است؛ سرمایه‌ای که موجب غنا می‌شود.

باب دهم

عنوان باب اینچنین است: «بَابُ عَدَمِ جَوَازِ دَفْعِ الزَّكَاةِ إِلَى مَنْ عِنْدَهُ عُدَّةٌ لِلْحَرْبِ يَكْفِيهِ قِيمَتُهَا لِمَئُونَةِ السَّنَةِ بَلْ يَجِبُ عَلَيْهِ بَيْعُهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ مُضْطَرّاً إِلَيْهَا»؛[۱۸] کسی که امکاناتی را برای جنگ فراهم کرده و کنار گذاشته مثل شمشیر و سپر و …، اگر با فروش این امکانات مئونۀ سنه تأمین می‌شود، نمی‌تواند زکات بگیرد، بلکه اگر نسبت به این وسایل اضطرار ندارد، واجب است که اینها را بفروشد و مئونۀ سنه را تأمین کند.

روایت اول: صحیحۀ سماعة

«مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ الْمَشِيخَةِ لِلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ عِنْدَهُ الْعُدَّةُ لِلْحَرْبِ وَ هُوَ مُحْتَاجٌ أَ يَبِيعُهَا وَ يُنْفِقُهَا عَلَى عِيَالِهِ (أَوْ يَأْخُذُ الصَّدَقَةَ قَالَ يَبِيعُهَا وَ يُنْفِقُهَا عَلَى عِيَالِهِ)[۱۹]». [۲۰]

در بعضی نقل‌ها «یَأْخُذُ الصَّدَقَهَ» نیست؛ اگر نباشد، ممکن است دیگر بر مطلب دلالت نکند. چون از حضرت می‌پرسد اصلاً جایز است کسی سلاح جنگی‌اش را بفروشد و خرج زندگی‌اش کند؟ بحث اصلاً در زکات نیست‌. ولی اگر «أَوْ یَأْخُذُ الصَّدَقَهَ» در نسخه باشد،دلالت دارد که وسایل جنگی مالی است که مانع از دریافت صدقه است.

باب یازدهم

عنوان باب اینچنین است: «بَابُ أَنَّ مَنْ وَجَبَتْ نَفَقَتُهُ عَلَى غَيْرِهِ فَلَمْ يَقُمْ بِكُلِّ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَوْ لَمْ يُوَسِّعْ عَلَيْهِ جَازَ لَهُ أَخْذُ الزَّكَاة»؛[۲۱] کسی که نفقه‌اش برعهدۀ غیر است و او نیازهایش را تأمین نمی‌کند می‌تواند زکات دریافت کند.

روایت اول: صحیحۀ عبدالرحمن‌بن‌حجاج

«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ أَبُوهُ أَوْ عَمُّهُ أَوْ أَخُوهُ يَكْفِيهِ مَئُونَتَهُ أَ يَأْخُذُ مِنَ الزَّكَاةِ فَيَتَوَسَّعَ بِهِ إِنْ كَانُوا لَا يُوَسِّعُونَ عَلَيْهِ فِي كُلِّ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَقَالَ لَا بَأْسَ».[۲۲]

کسی که متکفل هزینه دارد، اگر همۀ هزینه‌هایش تأمین نمی‌شود، می‌تواند زکات دریافت کند؛ البته بقیۀ شروط سر جای خودش هست، یعنی این شخص باید فقیر باشد و توان کار نداشته باشد.

باب دوازدهم

عنوان باب اینچنین است: «بَابُ حُكْمِ مَنْ كَانَ لَهُ مَالٌ يَتَّجِرُ بِهِ وَ لَا يَرْبَحُ فِيهِ مِقْدَارَ مَئُونَةِ سَنَةٍ لَهُ وَ لِعِيَالِهِ أَوْ وَجْهُ مَعِيشَتِهِ كَذَلِك‏»؛[۲۳] کسی که تجارت می‌کند، ولی سود تجارتش کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد، می‌تواند زکات بگیرد؟ ایشان در عنوان این باب استظهار نکرده‌اند، لذا روایات را می‌خوانیم و بحث می‌کنیم.

روایت اول: صحیحۀ معاویةبن‌وهب

«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ‏ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ ثَلَاثُمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ لَهُ عِيَالٌ وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلَا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَ يُكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لَا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ قَالَ لَا بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا فَيَقُوتُ بِهَا نَفْسَهُ وَ مَنْ وَسِعَهُ ذَلِكَ مِنْ عِيَالِهِ وَ يَأْخُذُ الْبَقِيَّةَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لَا يُنْفِقُهَا».[۲۴]

معاویة‌بن‌وهب می‌گوید از امام صادق علیه السلام در مورد کسی پرسیدم که ۳۰۰ یا ۴۰۰ درهم سرمایه دارد و عائله‌مند است و البته شغلی دارد اما درآمدش کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی‌دهد؛ آیا نیاز زندگی‌اش را از سرمایه‌اش مصرف کند تا اینکه سرمایه تمام شود و فقیر شود و بعد زکات بگیرد یا اینکه به سرمایه دست نزند و برای تأمین نیازهای زندگی‌اش زکات دریافت کند؟ حضرت فرمودند از سود این سرمایه، خودش و عیالش را تأمین کند و آن مقداری هم که کم است از زکات بگیرد.

البته ظاهر روایت این است که این شخص اگر سرمایه را مصرف کند، کفاف زندگی‌اش را می‌دهد و الّا اگر سرمایه هم کفاف زندگی‌اش را نمی‌داد، معلوم است که حق دارد زکات اخذ کند. در اینجا حالت‌های مختلفی متصور است:

کسی که اصلاً سرمایه‌ای ندارد، فقیر است و باید زکات بگیرد.

کسی که سرمایه و سودش با هم کفاف نیازش را نمی‌دهند و اگر سرمایه را هم مصرف کند کفاف نیازش را نمی‌دهد، این هم قطعاً می‌تواند صدقه بگیرد.

کسی که سرمایه و سود با هم نیازش را تأمین می‌کند.

کسی که سرمایه به تنهایی نیازش را تأمین می‌کند.

این روایت ناظر به کدام صورت است؟ راوی می‌گوید این شخص شغلی دارد و با سرمایه‌اش کار می‌کند، ولی درآمدش کفایت نمی‌کند؛ حضرت می‌فرمایند کار کند، اگر نیازش بیشتر از درآمدش بود، از زکات اخذ کند؛ پس این هم مانع اخذ زکات نیست؛ کسی که سرمایه‌ای دارد که اگر آن را مصرف کند هزینه‌های امسالش تأمین می‌شود، لازم نیست سرمایه‌اش را مصرف کند؛ این فقیر است و باید زکات بگیرد. اما اینکه مقصود این است که سرمایه به تنهایی نیاز یک سالش را تأمین می‌کند یا سرمایه و سود با هم نیازهایش را تأمین می‌کنند، این روایت نسبت به آن لسان ندارد.

و الحمد للّه ربّ العالمین …

پاورقی‌ها

۱

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ معاني الأخبار، ص۲۶۲، حدیث۱.

↩

۲

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ معاني الأخبار، ص۲۶۲، حدیث۲.

↩

۳

. مر في الحديث ۸ من هذا الباب.

↩

۴

. ليس في المصدر.

↩

۵

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۴؛ المقنعة، ص۴۰.

↩

۶

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۴؛ قرب الإسناد، ص۷۲.

↩

۷

. يأتي في الحديث ۱ من الباب ۹، و في الباب ۱۲ من هذه الأبواب و تقدم ما يدلّ عليه في الباب ۱ من هذه الأبواب.

↩

۸

. مضى في الحديثين ۱و۷ من الباب ۱، و في الحديث ۶ من الباب ۵ من هذه الأبواب.

↩

۹

. يأتي في الأبواب ۹، ۱۱، ۱۲ من هذه الأبواب.

↩

۱۰

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۵.

↩

۱۱

. في المقنعة- ذات غلة( هامش المخطوط).

↩

۱۲

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۵؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۰، حدیث۴.

↩

۱۳

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۵؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۱، حدیث۷.

↩

۱۴

. في نسخة- يبيع جاريته التي تقيه( هامش المخطوط).

↩

۱۵

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۶؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۲، حدیث۱۰.

↩

۱۶

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۶؛ التهذيب، ج۴، ص۵۲، حدیث۱۳۴.

↩

۱۷

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۷؛ مسائل عليّ بن جعفر، ص۱۴۲، حدیث۱۶۵.

↩

۱۸

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۷.

↩

۱۹

. ليس في المصدر.

↩

۲۰

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۷؛ مستطرفات السرائر، ص۷۸، حدیث۵.

↩

۲۱

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۸.

↩

۲۲

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۸؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۱، حدیث۵.

↩

۲۳

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۸.

↩

۲۴

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۸؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۱، حدیث۶.

↩

کلیه حقوق متعلق به پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر است «ذکر مطالب این پایگاه، با درج منبع، مجاز است»

© ۲۰۲۶ - دروس خارج فقه معاصر