پرش به محتوای اصلی
 دروس خارج فقه معاصر
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية
منوی اصلی
  • خانه
  • اساتید
  • دروس
  • موضوعات
  • جلسات
  • دانشنامه
  • کتابخانه
  • اطلاع‌رسانی
English العربية

جستجو در گنجینه

جستجو در:

برای فیلتر بر اساس سال، باب فقهی یا مذهب، «جستجوی پیشرفته» را باز کنید.

خانه / دروس / زکات پول / جلسه ۱۴

جلسه ۱۴

مستحقین زکات ـ روایات باب هشتم از ابواب مستحقین زکات

۱۴۰۴/۰۹/۲۹ زکات پول
عنوان درس
زکات پول
فایل صوتی
Your browser does not support the audio tag. دانلود فایل صوتی

توضیحات جلسه

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

بحث در مستحقین زکات بود. در مورد معنای فقیر گفته شد که فقیر کسی است که مئونۀ سال خودش و خانواده‌اش را ندارد. روایاتی که مستند این قول قرار گرفته عمدتاً در چهار باب نقل شده‌اند؛باب اول و باب هشتم و نهم و دوازدهم؛ روایات باب اول در جلسه قبل تقدیم شد؛ در این جلسه به بررسی روایات باب هشتم می‌پردازیم؛ عنوان باب هشتم اینچنین است: «بَابُ أَنَّ حَدَّ الْفَقْرِ الَّذِي يَجُوزُ مَعَهُ أَخْذُ الزَّكَاةِ أَنْ لَا يَمْلِكَ مَئُونَةَ السَّنَةِ لَهُ وَ لِعِيَالِهِ فِعْلًا أَوْ قُوَّةً كَذِي الْحِرْفَةِ وَ الصَّنْعَة»[۱]

روایت اول: صحیحۀ ابی‌بصیر

«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ قُلْتُ فَإِنَّ صَاحِبَ السَّبْعِمِائَةِ تَجِبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ قَالَ زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِيَالِهِ وَ لَا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ فَهَذَا يَأْخُذُهَا وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً وَ عِنْدَهُ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ (أَنْ يَأْخُذَ الزَّكَاةَ)[۲]». [۳]

امام صادق علیه السلام فرمودند کسی که هفتصد درهم دارد، یعنی دارایی او بیشتر از نصاب است، اگر چیز دیگری نداشته باشد، می‌تواند زکات بگیرد. راوی پرسید کسی که هفتصد درهم دارد، سکه‌های او به نصاب رسیده و باید زکات بدهد، چطور شما می‌فرمایید که این از مستحقین زکات است؟ حضرت فرمودند زکات این شخص صدقۀ بر عیال خودش است و باید زکاتش را خرج اهل‌بیت خودش کند، البته وقتی این شخص مستحق زکات می‌شود که این هفتصد درهم بدون اینکه اسراف کند و فقط خرج هزینه‌های متعارف زندگی‌اش کند، در کمتر از یک سال تمام شود. بعد حضرت شرط دیگری را اضافه می‌کنند و می‌فرمایند کسی که مقدار دارایی‌اش بیشتر از نصاب است و کفاف هزینه‌های سالش را نمی‌دهد، اگر حرفه‌ای نداشته باشد می‌تواند زکات دریافت کند.

دو نکته در این روایت جای دقت دارد؛ نکتۀ اول اینکه به حضرت عرض کرد کسی که هفتصد درهم دارد باید زکات بدهد؛ حضرت فرمودند: «زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِيَالِهِ»؛ کسی که هفتصد درهم دارد، شغل هم ندارد و این هفتصد درهم کفاف سنه‌اش را نمی‌دهد، زکات این شخص برای عیال اوست. معنای این جمله چیست؟ مگر می‌شود زکات را به عیال واجب‌النفقه داد؟ مرحوم آیت‌اللّه خویی در اینجا دو احتمال بیان می‌کنند و بعداً احتمال دوم را تأیید می‌کنند؛ ایشان می‌فرمایند احتمال اول این است که این روایت در مورد مال التجاره باشد؛ زکات مال التجاره مستحب است و می‌توان به عائله هم داد. این احتمال قابل تأیید نیست چون ذیل روایت حضرت می‌فرمایند: «لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً»؛ پس این شخص شغلی ندارد و تجارت نمی‌کند. احتمال دوم این است که حضرت می‌فرمایند اگر این هفتصد درهم را مصرف کند در کمتر از یک سال تمام می‌شود؛ این عبارت نشان می‌دهد که سال بر این مال نگذشته است؛ لذا وقتی حضرت می‌فرمایند: «زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِيَالِهِ»، این یک تعبیر کنایی است؛ کنایه از اینکه زکات بر این شخص واجب نیست؛ مثل اینکه گفته شود «زکات العلم انفاقه»؛ زکات این شخص همان پولی است که برای خانواده‌اش هزینه می‌کند یعنی اصلاً زکات بر او واجب نیست.

نکته دومی که در این روایت باید مورد دقت قرار گیرد این است که حضرت فرمودند: «وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً وَ عِنْدَهُ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ»؛ کسی که حرفه‌ای دارد و در کنار این حرفه، درآمدی دارد که زکاتش واجب است،جایز نیست زکات بگیرد. اشکال اینجاست که اگر کسی حرفه‌ای داشته باشد و این حرفه کفاف زندگی‌اش را می‌دهد، نمی‌تواند زکات بگیرد، فرقی ندارد که الان ذخیره‌ای داشته باشد یا نداشته باشد؛ به تعبیر دیگر چرا امام علیه السلام قید «وَ عِنْدَهُ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ» را مطرح کرده‌اند؟

مرحوم آیت‌اللّه خویی می‌فرمایند معمولاً کسی که شغلی دارد، درآمدش برای هزینه‌های جاری زندگی کافی است اما گاهی هزینه‌هایی زاید بر هزینه‌های روزمره پیش می‌آید. مثل بیماری یا جلسه و مهمانی و… و معمولاً برای این هزینه‌های اضافی، ذخیره‌ای داشته‌اند که با آن ذخیره این امور را اداره می‌کرده‌اند؛ به نظر می‌آید مقصود روایت این است که هر کسی که حرفه‌ای دارد و هزینه‌های روزمره را با آن اداره می‌کند، باید یک پس‌اندازی هم داشته باشد که هزینه‌های غیر مترقبه را با آن تأمین کند؛ پس اگر شغل داشته باشد اما ذخیره نداشته باشد بازهم می‌تواند زکات بگیرد.

ولی به نظر می‌آید اصلاً معنای روایت این نیست؛ چون حضرت فرمودند شخصی هفتصد درهم دارد، زکات هم می‌تواند بگیرد؛ سائل پرسید که چطور کسی که به‌اندازۀ نصاب پول دارد، جایز است که زکات هم بگیرد؟ حضرت فرمودند اگر حرفه ندارد، هزینۀ سالش هم ندارد، ولو به‌اندازۀ نصاب داشته باشد، می‌تواند زکات بگیرد؛ بعد می‌فرمایند بله اگر کسی حرفه دارد، بیش از نصاب هم ذخیره داشته باشد نمی‌تواند زکات بگیرد؛ مقصود روایت این نیست که اگر کسی حرفه دارد، حتماً باید به‌اندازۀ نصاب هم داشته باشد تا زکات دریافت نکند؛ این نوع بیان حضرت به خاطر سؤال سائل بوده است؛ پس اگر کسی شغل دارد و به‌اندازۀ نصاب هم دارد، نمی‌تواند بگیرد، اما اگر به‌اندازۀ نصاب نداشت چه؟ باز هم ممکن است نتواند بگیرد؛ این قید نیست؛ این موضوع سؤال بوده، به همین دلیل حضرت آن را تکرار فرموده‌اند.

خلاصه،کسی که به‌اندازۀ نیازهای روزمره و نیازهای غیرمترقبه‌اش در طول سال مال داشته باشد، نمی‌تواند زکات بگیرد؛ فرقی ندارد که همۀ این مال از طریق حرفه به دست بیاید، یا همه‌اش ذخیره‌ای باشد که از قبل داشته است، یا اینکه مقداری از طریق حرفه و مقداری ذخیره باشد.

روایت دوم: صحیحۀ زراره

«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ قَوِيٍّ فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا»؛[۴] صدقه برای کسی که حرفه‌ای دارد و کسی که دارای قدرت و سالم و قوی است، جایز نیست؛ پس این دو گروه نباید صدقه دریافت کنند.

این روایت حکم دو دسته را بیان می‌کند. دستۀ اول کسانی هستند که حرفه‌ای دارند؛ اینها نباید زکات بگیرند. البته با توجه به روایت قبل و روایت بعد فهمیده می‌شود که مقصود کسی است که از طریق این حرفه نیاز سالش را تأمین می‌کند و به‌اندازۀ نیاز سالش درآمد دارد. گروه دوم کسانی هستند که قدرت کار کردن دارند؛ این گروه کسانی هستند که مالک قوت سنۀ خودشان و عیالشان «فعلاً او قوّةً» هستند. این دو گروه نباید زکات بگیرند.

روایت سوم: صحیحۀ معاویه‌بن‌وهب

«وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يَرْوُونَ عَنِ النَّبِيِّ ص- أَنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تَصْلُحُ لِغَنِيٍّ».[۵]

امام صادق علیه السلام در این روایت یک دسته را حذف می‌کنند و «لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» را بیان نمی‌فرمایند؛ کأنّه ایشان می‌فرمایند اینها دو دستۀ جداگانه نیستند؛ غنی کسی است که بی نیاز است و کسی که سالم و قوی است و می‌تواند به دنبال شغل برود و درآمدی به دست بیاورد هم یکی از مصادیق غنی به حساب می‌آید. این بر خلاف روایت قبل است؛ در روایت قبل دو دسته در عرض هم بیان شده بود؛ کسی که حرفه دارد و کسی که بالفعل حرفه‌ای ندارد اما سالم و قوی است و می‌تواند کار کند و زندگی‌اش را تأمین کند.

روایت چهارم: صحیحۀ ابی‌بصیر

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ‏ لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ هُوَ رَجُلٌ خَفَّافٌ وَ لَهُ عِيَالٌ كَثِيرٌ أَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَ يَرْبَحُ فِي دَرَاهِمِهِ مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ وَ يَفْضُلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ كَمْ يَفْضُلُ قَالَ لَا أَدْرِي قَالَ إِنْ كَانَ يَفْضُلُ عَنِ الْقُوتِ مِقْدَارُ نِصْفِ الْقُوتِ فَلَا يَأْخُذِ الزَّكَاةَ وَ إِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ نِصْفِ الْقُوتِ أَخَذَ الزَّكَاةَ قَالَ قُلْتُ: فَعَلَيْهِ فِي مَالِهِ زَكَاةٌ تَلْزَمُهُ قَالَ بَلَى قَالَ قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُوَسِّعُ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ‏ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ يُبْقِي مِنْهَا شَيْئاً يُنَاوِلُهُ غَيْرَهُمْ وَ مَا أَخَذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَضَّهُ عَلَى عِيَالِهِ حَتَّى يُلْحِقَهُمْ بِالنَّاسِ».[۶]

ابوبصیرمی گوید از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که هشتصد درهم دارد و شغل او کفاشی است و عیال کثیری دارد پرسده شد که آیا می‌تواند زکات دریافت کند؟ حضرت پرسیدند آیا از این هشتصد درهم سودی می‌برد که به وسیلۀ آن قوت (خوراکی) عیالش تأمین شود و مقداری هم اضافه بیاید؟ گفت بله. حضرت فرمودند چه مقدار است؟ گفت نمی‌دانم. حضرت فرمودند اگر مقدار سودی که از این دراهم به دست می‌آورد به مقدار قوت خود و خانواده‌اش باشد و نصف قوت هم اضافه بیاید، نباید زکات بگیرد. اما اگر مقدار سود به مقدار قوت باشد و مقداری که اضافه می‌آید کمتر از نصف قوت باشد، می‌تواند زکات اخذ کند. بعد از حضرت پرسید، این کسی که می‌تواند زکات دریافت کند، آیا باید زکات هم بدهد (چون هشتصد درهم دارد)؟ حضرت فرمودند بله باید زکات بدهد. البته معلوم است که اگر موضوع زکات محقق شود یعنی این هشتصد درهم باید یک سال باقی بماند تا زکات به آن تعلق گیرد. راوی پرسید که این شخص چگونه باید زکات بدهد؟ حضرت فرمودند زکات او همین است که زندگی اهل و عیالش را توسعه دهد و مقداری هم برای دیگران هزینه کند. چه طور می‌شود که حضرت دستور می‌دهند که زکات را به واجب النفقه داده شود؟ محتمل است که این هشتصد درهم مال التجاره باشد و زکات مال التجاره مستحب است و می‌توان آن را به واجب النفقة پرداخت کرد. بعد از حضرت می‌پرسد که این شخص چه مقدار می‌تواند زکات دریافت کند؟ حضرت فرمودند مقداری که از زکات دریافت می‌کند و برای عیالش هزینه می‌کند باید به قدری باشد که عیالش بتوانند مثل آدم‌های متعارف زندگی کنند.

در این روایت قید «سنه» بیان نشده است ولی وقتی لفظ «قوت» به صورت مطلق به کار رفته، به «قوت سنه» انصراف دارد؛ اگر از این انصراف رفع ید کنید، روایت دلالتی بر قوت هفته یا قوت ماه یا قوت سال ندارد و در نتیجه روایت دچار اجمال می‌شود.

روایت پنجم

این روایت جزو مرسلات صدوق است.

«قَالَ: وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ ع إِنَّ النَّاسَ يَرْوُونَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ فَقَالَ قَدْ قَالَ لِغَنِيٍّ وَ لَمْ يَقُلْ لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ».[۷]

لسان این روایت با روایت سوم متفاوت است؛ در این روایت امام صادق علیه السلام آنچه را که به نبی اکرم نسبت داده می‌شود را نفی می‌کنند و می‌فرمایند: «قَدْ قَالَ لِغَنِيٍّ وَ لَمْ يَقُلْ لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ»؛ اگر لسان این روایت را قبول کنیم، این روایت قرینۀ بر روایت سوم می‌شود؛ در این صورت این دو روایت با صحیحۀ زراره تنافی پیدا می‌کنند؛ یعنی طبق این روایت «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» می‌تواند زکات بگیرد. به نظر می‌آید می‌توان این دو روایت را طوری توضیح داد که تنافی نداشته باشند؛ اینکه بگوییم معیار «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» بودن نیست، معیار غنا است؛ ممکن است کسی «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» باشد، اما غنی نباشد و ممکن است کسی «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» باشد اما غنی هم باشد؛ کسی که غنی است نباید زکات بگیرد و کسی که غنی نیست می‌تواند زکات بگیرد چه «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ»باشد چه نباشد. از طرف دیگر وقتی «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» درکنار «مُحْتَرِفٍ» به کار رفته مقصود این است که غنی بودن ملاک است و اینها دو مصداق از انسان غنی هستند و نمی‌توانند زکات بگیرند. نکته بعدی این است که اگر کسی تنبلی کند و با اینکه می‌تواند به غنا برسد اما این کار را نکند این ملحق به «مُحْتَرِفٍ» و «ذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ» است و نمی‌تواند زکات دریافت کند.

روایت ششم

«وَ فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ لَهُ سَبْعُمِائَةِ دِرْهَمٍ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ وَ يُخْرِجُ زَكَاتَهَا مِنْهَا وَ يَشْتَرِي مِنْهَا بِالْبَعْضِ قُوتاً لِعِيَالِهِ وَ يُعْطِي الْبَقِيَّةَ أَصْحَابَهُ وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ لَهُ خَمْسُونَ دِرْهَماً وَ لَهُ حِرْفَةٌ يَقُوتُ بِهَا عِيَالَهُ».[۸]

در سند این روایت اگر «او» باشد سند دچار ابهام می‌شود؛ یعنی مرحوم صدوق تردید دارند که چه کسی از امام علیه السلام نقل می‌کند؛ اما اگر «واو» باشد سند تصحیح می‌شود.

از این روایت استظهار می‌شود که اگر کسی شغل نداشته باشد اما سرمایه‌ای داشته باشد که به نصاب می‌رسد و زکات به آن تعلق می‌گیرد، این شخص با اینکه باید زکات بدهد، اما جایز است زکات دریافت کند؛ چون شغلی ندارد که مئونۀ سنۀ خود و خانواده‌اش را به دست بیاورد. در مقابل ممکن است کسی کمتر از نصاب داشته باشد و زکات ندهد، اما چون حرفه‌ای دارد که به وسیلۀ آن مئونۀ سنۀ خود و خانواده‌اش را به تدریج به دست می‌آورد، جایز نیست زکات دریافت کند؛ به تعبیر دیگر معیار این نیست که چه مقدار سرمایه دارد؛ معیار این است که آیا می‌تواند زندگی‌اش را اداره کند یا نمی‌تواند؟

در این روایت هم قید «سنه» ذکر نشده است و همان بحث انصراف که در روایت چهارم گذشت در اینجا هم مطرح می‌شود.

روایت هفتم: معتبرۀ علی‌بن‌اسماعیل

در سند این روایت علی بن اسماعیل دغشیّ توثیق ندارد؛ فقط دو روایت از این شخص نقل شده و هر دو را صفوان نقل می‌کند؛ احتمال داده شده که مقصود علی بن اسماعیل میثمی باشد؛ چون طریق مرحوم صدوق به روایات علی بن اسماعیل میثمی، صفوان بن یحیی است؛ لذا احتمال دارد که ایشان شخص دیگری نباشد و این دو روایت هم از علی بن اسماعیل میثمی باشد؛ بعید هم نیست. علاوه بر اینکه راوی از علی بن اسماعیل، صفوان بن یحیی است؛ این محل بحث است که کسانی که صفوان از آنها نقل می‌کند ثقه هستند؛ مرحوم شیخ طوسی می‌فرمایند سه نفر هستند که «مرویٌ عنه» اینها معتبره است؛ اما در استظهار از این جمله اختلاف شده است؛بعضی گفته‌اند که اگر صفوان از کسی نقل کند آن شخص ثقه است؛ لذا به نظر می‌آید این روایت معتبره است.

«وَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الدَّغْشِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ السَّائِلِ وَ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمٍ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَسْأَلَ وَ إِنْ أُعْطِيَ شَيْئاً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَسْأَلَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَأْخُذُ وَ عِنْدَهُ قُوتُ شَهْرٍ مَا يَكْفِيهِ لِسَنَتِهِ مِنَ الزَّكَاةِ لِأَنَّهَا إِنَّمَا هِيَ مِنْ سَنَةٍ إِلَى سَنَةٍ»؛[۹] از حضرت در مورد کسی که قوت یک روزش را دارد پرسیده شد که آیا می‌تواند درخواست صدقه کند؟ یا قبل از اینکه درخواست کند اگر به او چیزی از زکات داده شد آیا جایز است که آن را دریافت کند؟ حضرت فرمودند حتی اگر قوت یک ماه را هم داشته باشد جایز است که زکات دریافت کند، و به مقدار تأمین قوت سالانه‌اش زکات دریافت می‌کند؛ در اینجا حضرت دلیل این حکم را بیان می‌کنند و می‌فرمایند همان‌طور که زکات یک بار در سال محاسبه می‌شود و پرداخت می‌گردد، کسی که زکات را دریافت می‌کند باید به مقدار قوت سالانه‌اش زکات دریافت کند. مثلاً کسانی که گندم دارند، اول تابستان زکات خودشان را محاسبه می‌کنند و پرداخت می‌نمایند؛ فقیر هم باید محاسبه کند که اگر ندارد به‌اندازۀ نیاز سالش گندم دریافت کند. لذا اگر کسی بتواند سند را تصحیح کند، دلالت این روایت نسبت به روایات دیگر واضح‌تر است. ادامۀ روایات را انشاءاللّه در جلسۀ بعد تقدیم می‌کنیم.

و الحمد للّه ربّ العالمین …

پاورقی‌ها

۱

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱.

↩

۲

. ليس في المصدر.

↩

۳

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۰، حدیث۱.

↩

۴

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۰، حدیث۲.

↩

۵

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۱؛ الكافي، ج۳، ص۵۶۲، حدیث۱۲.

↩

۶

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۲؛ الفقيه، ج۲، ص۳۴، حدیث۱۶۳۰.

↩

۷

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۲؛ الفقيه، ج۳، ص۱۷۷، حدیث۳۶۷۱.

↩

۸

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۲؛ علل الشرائع، ص۳۷۰، حدیث۱.

↩

۹

. وسائل الشیعة، ج۹، ص۲۳۳؛ علل الشرائع، ص۳۷۱، حدیث۱.

↩

کلیه حقوق متعلق به پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر است «ذکر مطالب این پایگاه، با درج منبع، مجاز است»

© ۲۰۲۶ - دروس خارج فقه معاصر